لذا مجبور شدند اين استراتژی پوسیده شان را به‌ قدرت های خارجی و سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور های غربی آویزان کنند و يا اينکه اين استراتژی شکست خورده و پوسیده شان را به طناب های پوسیده ای نظیر صدام حسین و ترامپ و بن یامین نتانیاهو و شیوخ مرتجع عربستان سعودی گره بزنند که همگی اين طناب های پوسیده اکنون پاره شده اند و فرقه رجوی اکنون دچار سردرگمی شدید گشته است چرا که بی آیندگی اين استراتژی شکست خورده و پوسیده اکنون بیشتر نمایان گشته است 

مریم عضدانلو که اکنون دیگر راه ورود به فرانسه را برای همیشه بسته می‌بیند راه دیگری نداشته و در اصل بازی را باخته میباشد و اما با این کارها سعی می‌کند که خودی نشان داده و هنوز احساس غرور موقتی خود را در تنهایی خود به خود بفروشد.آنچه که در اینجا به جای می‌ماند، افرادی شکسته، ناامید، بی‌هدف و بی آینده میباشد.کسانی که سالیان سال محروم از دیدن خانواده و محبت خانواده بوده و هستند، دلهایی پر از درد که هیچ گاه نباید دل به شکوه گشایند و بمانند رباط‌های کوکی فقط و فقط از رهبر پوشالی این فرقه تمجید به عمل ٱورند.

خطابم به مریم رجوی آلبانی نشین است که چطور از این وضعیت بغایت بحرانی تشکیلات پوسیده قلعه ماینز که تمام وجود و پیکره تشکیلاتی تان را به کام یأس و بحران و فرار و مرگ فرو برده است دقمرگ نمی شوید؟ خانم رجوی! شما هم مثل اربابتان صدام حسین در زمان جنگ با ایران هر وقت از لشکریان ایران شکست می خورد شروع به تبلیغات پیروزی می ‌کرد و جار و جنجال پیروزی بر ایران و تصرف آن سر میداد و وقتی که در یک جبهه به پیشروی و پیروزی اندکی دست می یافت....

اینجا نه عراق است نه دادگاه سالن میله ای و نه شکنجه گاههای قلعه سوخته و قلعه صد و نه زندان دوساله ها و نه زندان تقاطع خیابان ۴۰۰در اشرف. اینجا  دیگر نه صدام حسین است و نه می شود که با جنایت و حذف فیریکی نفرات صدای اعتراض و نارضایتی را بپوشانی … اینجا دنیا ی آزاد و قانون حاکم است. اگر چه فرقه تلاش دارد که افراد را بی هویت و بدور از هرگونه شخصیت فردی نگهدارد ولی حالا دیگر  افرادی که در درون فرقه هستند متوجه هستند 

فرض رهبری مجاهدین زنده است. آنان که هنوز دل در گرو چنین رهبر پوشالی و مفقودالاثری، دارند و برایش پیر می شوند و می میرند، کلاه خود را قاضی کنند و یک طرفه به قاضی نروند بلکه یک بار و تنها یک بار کارنامه جناب بهترین ها را از ابتدا تا انتها که امروز باشد، مرور کنند تا ببینند که چه چیز مثبتی در این کارنامه وجود دارد به جز خیانت و مزدوری و جنایت؟ 

رجوی میگفت کارمن تولید جنگ است کاری میکنم تا ایران وعراق با هم وارد جنگ شوند دراین رابطه انواع ریلها راه انداخت ، راهگشایی ، اوردن نیرو ، خمپاره زنی والی اخر، دست اوردهمه این ریلها عذاب وکشته ومجروح ومعلول شدن نیروها بود هیچ فایده دیگری نداشت درسال 77بعد کشته شدن کلی ازنیروها گزارشی برای اقای رجوی نوشتم یاداوری کردم که اینکارها فایده ای ندارد وایران وعراق همانطورکه درسالهای گذشته گفته ونوشته ام هرگزباهم نخواهند جنگید ....

عراقی ها، در خصوص مجاهدین می گفتند که آنان نیرویی هستند که در طی روز در حال نوشتن هستند و هنگام شب، نوشته را می سوزانند. در مناسبات مجاهدین، نوشته ها را ملاط می گویند و ملاط های مهم را شبانه آتش می زنند. در مناسبات داخلی، آنها جز در موارد مسایل تشکیلاتی و ایدئولوژیک و جاسوسی و اعتراف، در موارد دیگر اجازه نوشتن ندارند همان طور که به جز موارد بولتن های داخلی، اجازه مطالعه از هر نوع و مدلش را ندارند. در اصل، نوشتن و خواندن و مطالعه و اندیشه، ممنوع است. آیا قلم جایگزین سلاح خواهد شد؟ 

مقالات دیگر...