شامه ضد انقلابی فرقه رجوی در چنین شرایطی قوی است و مسئولین فرقه تجزیه و تحلیل کرده و چندین نشست گذاشته اند ونتیجه گیری کرده اند که اگر به اعضاء موجود در اشرف ۳ کارت شناسایی بیمومتریک داده شود به احتمال زیاد ریزش نیرویی زیادی خواهیم داشت. پس تا أنجایی که ممکن است باید جلوی اینکار را گرفت! چرا که با وجود این کارت نفرات به راحتی می توانند بیرون رفته و دنبال زندگی و اشتغال بروند و ضرر کننده نهایی سازمان خواهد بود. 

سوال از خانم مهناز میمنت از شاهدین دادگاه حمید نوری این است که اگر افراد خانواده شما کشته شده اند و شما نام آن را شکنجه می گذارید می شود لطفا بگویید نام نشست هایی را که در تابستان سال 1380 توسط شما و هم شورایتان در ستاد مرکزی سازمان برگزار می کردید چی باید گذاشت ؟ اسم سوژه کردن یک فرد در نشست 500 نفره به مدت 8 ساعت که مورد شدیدترین تهمت ها و دشنام ها همراه با توهین و آب دهان که بر روی فرد پرتاب می کردند را چه باید گذاشت؟ می شود بفرمایید که اینها اگر شکنجه نبودند پس چه بودند؟

البته پر واضح است که هیچ دولتی در امریکا و در اروپا تا کنون مزخرفات این جماعت را نه تایید کرده و نه اشاره ای، چون تمام دولت ها اولین موضوع منافع خودشان است که برایشان در اولویت قرار دارد. اما چرا با اشراف به این موضوع که خوب می دانند با حضور مشتی امریکایی بازنشسته و از دور خارج شده آبی برایشلن گرم نمی شود باز هم همین داستان را تکرار می کنند و میلیون ها دلار ( البته دلارهای اهدایی کشورهای مرتجع منطقه) را به جیب این هیولاهای پول پرست و کاسبکار می ریزند؟

مجاهدین خلق استاد بزرگ این خائنین که رسوای عالم و آدم هستند  وهمچنان در غار رهبرعقیدتی گیرافتاده اند، با پخش فیلم هائی از پمپ بنزین های خالی و یا ترافیک شدید در پمپ بنزین ها تبلیغ میکنند که مردم معترض حکومت شده اند که بنزین ما کو؟ حماقت و کله پوکی اپوزسیون جعلی به گونه ایست که حتی یک بچه هم میتواند بفهمد که مشکل پیش امده بخاطر حمله سایبری بوده و نه چیز دیگر در نتیجه مردم برخلاف ابان 98 هوشیارانه وارد شدند ونقشه کثیف این بی وطن ها را خنثی کردند. حکایت گنجشک درنده مجاهدین خلق---

در این مقاله، به موضوع جاسوسی اعضای مجاهد و خانواده ها از همدیگر نمی پردازم بلکه منظورم به امور جاسوسی در ارتباط با بیرون است. همان گونه که در مقالات „روزی که چاروادار شدم“ به بخشی از مقوله جاسوسی از منبع شنود، اشاره کردم در ادامه به موارد دیگر جاسوسی از منابع دیگر، می پردازم. تلفن، رایج ترین و قدیمی ترین ابزار جاسوسی مجاهدین خلق در بیرون و در ارتباط با ایران است. از آن جا که مجاهدین به زبان فارسی حرف می زنند و در دروغ و فریب و کلک و حقه، مرزی نمی شناشند

همین دلیل فرقه رجوی با خرج کردن  پول‌های کلان سعی کرده است که شاهدان خود را در آلبانی به نمایش بگذارد و به هر قیمتی از رفتن آنها به سوئد ممانعت کند. آنچه که مشخص میباشد سناریو از قبل نوشته شده در اختیار افراد قرار خواهد گرفت و  جدای از این داستان که حمید نوری به عنوان یک فرد جنایتکار به حق باید محاکمه شود، ولی متاسفانه در این جا باید به این موضوع هم پرداخت که افراد فرقه اجازه حرف زدن خارج از آنچه که فرقه به آنها دیکته می‌کنند را ندارد.

 نتیجه گیری می کند که باید مخالفین و خائنین را اعدام انقلابی کرد. چرا مخالفین و خائنین را در نروژ و فرانسه و آلمان، اعدام انقلابی می کردند ولی ما چرا مخالفین و خائنین را اعدام انقلابی نمی کنیم؟ منظور میرزابنویس از خائنین، همان جداشدگان از فرقه هستند و کسی دیگر نیست. در این پخمه سرا، انگار همه مثل میرزابنویس مست تشریف دارند و هشیاری پیدا نمی شود تا به ایشان شیر فهم کند، این هایی که شما از مرگ می ترسانیدشان، اگر از مرگ می ترسیدند این چنین در محفل عاشقان نمی رقصیدند 

مقالات دیگر...