زنده یاد بهزاد معزی به دلیل بیماری در بیمارستان بستری بود که در تاریخ یکشنبه 21 دی  ماه ( 10 ژانویه ) از این دنیا چشم فرو بست . طبق وصیتی که برای فرزندانش کرده بود ، گفته بود که به هیچ وجه اجازه ندهند که فرقه رجوی ( سازمان مجاهدین ) او را دفن کنند.و از وی جسد وی در راستای کار خودشان سو استفاده کنند . اما مریم قجر عضدانلو بر خلاف وصیت او عمل کرد . بدون حضورو بدون اطلاع فرزندان زنده یاد بهزاد معزی ، تغزیه ای راه انداختند ، وی را دفن کردند . این شو و تغزیه را که تدارک دیده بودند ، جوجه لاشخورها را بیسج کردند که بدروغ قلم فرسایی کنند .

وقتی مادران و پدران و همسران کهنسال که صرفاً خواهان ارتباط با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی هستند تروریست خوانده می شوند، دیگر چه کسی می تواند از نظر سران فرقه تروریست و مزدور نباشد؟ سازمانی که دم از جامعه بی طبقه توحید ی میزند، البته از نظر فرقه ی رجوی ساکنان منطقه دورس آلبانی هم ماموران وزارت اطلاعات ایران هستند. 

صد البته که زندگی افراد برای شخص رجوی و عضدانلو پشیزی اهمیت ندارد، چرا که رجوی در بحث امضای خون و نفس، خون یعنی مرگ و زندگی افراد را در اختیار خودش میداند و همگی این عبارت را که در تشکیلات بارها تکرار میشد بخاطر داریم که » هرجا که قیمت پیشبرد خط خون باشد برادر درنگ نمی کند» و بحق باید گفت که گویا ترین رویکرد رجوی را در رابطه با جان اعضاء بیان میکند و از اینجا میتوان براحتی درک کرد که در تشکیلات رجوی بی اهمیت ترین و پیش پا افتاده ترین موضوع جان افراد است .


 

درباره ما

ماگروهی از زنان ایرانی هستیم که در برهه ای از زمان بدلایل بی عدالتی، تبعیض، فساد و استبداد در جامعه به سازمانی پیوستیم با این امید که بتوانیم از طریق آن و در کارجمعی  آرمان هایمان را تحقق بخشیم. غافل ازاینکه ما در راهی بی بازگشت قدم نهاده بودیم و این سازمان درپروسه فعالیت خود در طی سالیان درازتبدیل به فرقه ای مخرب، افراطی و تروریستی گردیده و درست برعکس آن آرمانها حرکت کرده است.

شعارهایی نظیر "جامعه بی طبقه توحیدی" و برابری زن ومرد در عمل ابزاری جهت به یوغ کشیدن بیشتر زنان در درون  فرقه شدند. اصولا در فرقه های مخرب و افراطی موضوعی بنام  عشق هم وجود ندارد. فعالیت ما در این فرقه با عشق شروع شد. عشق به مردم، عشق به خدا، عشق به وطن وبا حتی عشق به به فرهنگ  و سنت و اداب ورسوم ولی هرچه بود تبدیل به نفرت شد و ما علیه همه اینها قیام کردیم. بما یاد میدادند که عشق ونفرت دوروی یک سکه هستند و یکی بدون دیگری نمی تواند وجود داشته باشد.  

ما بعنوان زن در یک سازمانی که ادعای ایدئولوژی اسلامی دارد، بطورمضاعف مورد تبعیض و استثمار از طرف رهبری فرقه قرارمی گرفتیم.

زنان در فرقه مجاهدین از حقوق انسانی زیر محروم هستند:

  • آنها اجازه انتخاب پوشش و حق انتخاب همسر وازدواج ندارند
  • زنها نمی توانند رفت و آمد تنها داشته باشند. افراد مرتب مراقب همدیگر هستند و باید همدیگر را گزارش کنند
  • زنان نباید در تشکیلات از خود اشعه زنانگی بدهند. حتی مسائل بهداشت فردی اعضا نیز تحت کنترل فرقه هست. ممنوع ساختن هرگونه آرایش برای زنان و دختران به نحوی که حتی زدن موهای زائد صورت برای زنان عملی ناپسند محسوب می شود که نمی باید به انجام آن مبادرت کنند و همزمان استفاده از عطر برای آنان نیز ممنوع شده است.
  • ایجاد حرمسرا و عقد صدها زن مجاهد برای مسعود رجوی! قریب به 15 سال پس از ازدواج مسعود و مریم که از آن به عنوان “انقلاب ایدئولوژیک” یاد می شد و به طلاق های اجباری گروهی انجامید. بهره برداری جنسی برای شخص رهبر فرقه یعنی مسعود رجوی می باشد.
  • تهدید به مرگ و یا قتل زنان معترض و کسانی که قصد جدایی از مجاهدین داشتند!. مهوش سپهری (نسرین) که در سال 1376 به رده همردیفی مریم رجوی نائل آمد تا بر زنان شورای رهبری تسلط مطلق داشته باشد، همه زنان را به صراحت تهدید می کرد که اگر قصد جدایی داشته باشند، حکم آنها اعدام است و در کنار باغچه سرشان را خواهد برید.
  • محصور و زندانی کردن زنان در دو مقر کوچک به بهانه تشکیل ارتش زنان!. هدف مریم عملاً جداسازی کامل زن و مرد برای جلوگیری از بروز احساسات و عواطف انسانی بود که زمینه برای جدایی آنان از تشکیلات فراهم نشود. بسیاری از این دختران در همان مقرهای تنگ و محصور دچار بحران روحی و مرگ تدریجی شدند
  • جدایی صدها زن از شوهران شان بلافاصله پس از معرفی شدن مریم رجوی به عنوان مسئول اول مجاهدین!. 
  • جدایی صدها کودک از مادرانشان پس از جنگ اول خلیج فارس!. به دستور مریم رجوی صدها کودک به بهانه خطرناک شدن وضعیت عراق، به اروپا اعزام شدند. اکثر این کودکان با دوری از پدر و مادر دچار بحران های روحی و مفاسد اجتماعی شدند که شرح آن مفصل است. 
  • مقطوع النسل کردن صدها زن مجاهد!. با گر گرفتن جریان فرار زنان از قرارگاه اشرف پس از سقوط صدام و رسوایی “رقص رهایی” که در پروسه عقد زنان با مسعود رجوی رخ داده بود، مریم با بهانه ها و ترفندهای مختلف، زنان معترض و در معرض جدایی را وادار به خارج کردن رحم و تخمدان می کرد تا زنانگی آنها را از بین ببرد و به مرور تبدیل به عناصری خنثی که عواطف مادری و همسری را از دست داده اند کند.

مایلیم درنهایت خوشوقتی باطلاع عموم برسانیم که بعد از جدایی از فرقه مجاهدین، فعالیت متمرکزخود در

"کانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی و رادیکالیسم"

به اعلام عموم می‌رسانیم، باشد که بتوانیم از این طریق گامی بیشتردر راه آزادی زنان اسیر در حصارتشکیلاتی فرقه مجاهدین برداشته و گوشه ای از سهم خود را در راه آزادی اسیران در بند فرقه ها اداکرده باشیم.

ما در تلاش برای ایجاد جهانی خالی از فرقه و استبداد فرقه ای هستیم ودست یاری و همکاری بسوی همه کسانی که خطرات این فرقه هارا احساس  می کنند دراز می کنیم .