رمضان در فرقه رجوی

مقالات
Typography
  • Smaller Small Medium Big Bigger
  • Default Helvetica Segoe Georgia Times

رجوی از سادگی افراد برای مطامع خود استفاده میکرد زیرا می‌دانست که اکثر افراد بدلیل عقب ماندگی از جامعه و اخبار و وقایع روز حرفهای او را باور دارند لذا از این شب بخوبی استفاده میکرد که از همه تجدید عهد اجباری بگیرد و اگر احیانا کسی خواست فرقه مجاهدین خلق را ترک کند بعنوان مدرک جلوی او بگذارند و بگویند تو با آقا علی تجدید عهد کرده ایی. حالا ببینیم در این شب چه می‌گذشت اول اینکه سالنها را می‌چیدند و گزمه ها در سالن همه را رصد میکردند

**********************************

علی هاجری ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  * 9 .می.2021

رمضان در فرقه رجوی

در فرقه رجوی شروع ماه رمضان با تشویش و اضطراب همراه بود، بخصوص برای کسانیکه تمایلی به گرفتن روزه نداشتند. مستمر از این افراد سئوال میشد که:

آیا روزه میگیرید؟ اگر روزه نمیگیرد مشکل کجاست؟ آیا مریض هستید و از این قبیل سئوالات….

همین باعث  واکنشهای مختلفی از طرف اعضا میشد. بعضی از افراد لج میکردند و در ملأ عام در ضدیت با فرقه سیگار می‌کشیدند و غذا می‌خوردند و بعضی افراد هم  برای اینکه حرفی نشنوند بدون اینکه کسی بفهمد مسئله خود را حل میکردند.

از این که بگذریم کلاسهای اجباری سران فرقه در این ماه بود همه باید شرکت میکردند و به خزعبلاتی که فقط در اسلام رجوی تدوین شده بود باید  گوش میکردند. خزعبلاتی که نقش رجوی را بیشتر جامی انداخت مثلا اینکه زمین بی حجت نمی ماند و ما هم باید حجت رمان خودمان را که همان رهبر عقیدتی مااست بشناسیم وشاَن اورا بجا بیاوریم.! رهبر عقیدتی چه حقی برگردن ما دارد و…

در فرقه بجای اینکه اعضای خود را بدلیل عقب بودن از علم و دانش و آگاهی و جامعه بروز کنند آنها را در منجلاب خود ساخته و پرداخته بیشتر فرو میکردند و مغزها را  از این موارد که به قرن‌های گذشته برمیگشت پر میکردند شگرد رجوی همین بود که اعضا همیشه عقب مانده و منگل بمانند تا هرچه بیشتر آنها را در اختیار بگیرد. همه اعضای فرقه از یک چیز می‌ترسیدند و آن شب بیست و یکم ماه رمضان بود رجوی هر ساله با ترفند ملاقات با آقا علی برای هر چه بیشتر فرو کردن افراد در قهر چاه باطل و هر چه بیشتر در اسارت نگه داشتن آنها تلاش میکرد.

 براستی این چه کار کثیفی بود که از نام علی برای در زنجیر نگه داشتن افراد استفاده میکرد ؟

Maryam Rajavi Ramadan 2019 1

مریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانی

رجوی از سادگی افراد برای مطامع خود استفاده میکرد زیرا می‌دانست که اکثر افراد بدلیل عقب ماندگی از جامعه و اخبار و وقایع روز حرفهای او را باور دارند لذا از این شب بخوبی استفاده میکرد که از همه تجدید عهد اجباری بگیرد و اگر احیانا کسی خواست فرقه مجاهدین خلق را ترک کند بعنوان مدرک جلوی او بگذارند و بگویند تو با آقا علی تجدید عهد کرده ایی.

حالا ببینیم در این شب چه می‌گذشت اول اینکه سالنها را می‌چیدند و گزمه ها در سالن همه را رصد میکردند و یک مرتبه می‌دیدیم که کاغذها را برای نوشتن تعهد اجباری روی میزها میگذاشتند همه افراد موظف بودند که در سالن حضور داشته باشند اگر کسی غایب بود او را صدا زده به سالن می‌آوردندواعتراض و جنجال که چرا نبودی و کجا بودی و چرا بامسائل ایدئولوژیک برخوردت پاسیو است و…   خلاصه آن شب این کاری اجباری بود و باید یک کاغذ سیاه میکردیم.

براستی آقا علی چه نیازی به تجدید عهد با ما داشت که من کاغذ سیاه کنم.

در این سالیان این نیاز مبرم رجوی و دستگاه سرکوب او بود که همه اعضا را در قهر چاه باطل خود  نگاه دارد. از هر ترفندی استفاده میکرد که اعضا را حتی شده برای چند صباحی در اسارتگاه نگه دارد و اگر کسی  به جدا شدن مبادرت کرد همین کاغذ را جلو او بگذارند.

از دجالگری و شارلاتیزم هر چه بگویم کم گفتم.

مثلاً چراغ خاموش و از این قبیل معقولات (سین ۴۰)تعهد به مسئول اول و از این چرندیات در اصل اینها را بعنوان مدرک نگه می‌داشتند و در روز موعود جلو فردی که میخواست جدا شود میگذاشتند کما اینکه همین کاغذ پاره ها را جلو من گذاشتند.

در نوشتن تجدید عهد  یک متن  کپی شده را به همه میدادند که چند سطر اول باید همان متن داده شده را می‌نوشتند چونکه همه آن چیزی که میخواستند در همان چند جمله اول بود البته ناگفته نماند که در تمامی سرفصل‌های فرقه یک جمله حتما باید در متن آورده میشد راهبران عقیدتی مسعود و مریم و تا آخرین قطره خون در راه آنها بجنگم و خلاصه مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم یعنی که آنقدر باید در اسارت بسر ببرم و روزی که خواستم از این فرقه جدا شوم فقط مرگ باشد ولاغیر.

رجوی برای در اسارت نگاه داشتن اعضای نگون‌بخت دست به هر کاری میزد و این شب بیست و یکم رمضان یکی از آنها بود.براستی چرا دست به چنین اقداماتی میزد ؟ اگر ریگی در کفش نداشت و اگر همانطور که او می‌گفت رهبر عقیدتی مجاهدین است چرا مستمر از اعضای خود پیمان ماندن در کنار خود را می‌گرفت این کارها نشان از  یک چیز بود و هست و آن از بی کفایتی او در امرتحقق وعده هایی که به اعضا داده بود نشأت می‌گرفت  و چون دید همه حرفها پوچ از آب در آمد به این گونه ترفندهای کثیف رو آورد.

همه کسانی که زمانی در فرقه بودند بیاد دارند روز جدایی از فرقه تمامی آن کاغذها را جلو فرد میگذاشتند که شاید منصرف شود البته ناگفته نماند رجوی می‌گفت این عهدنامه های شما را برای خلق قهرمان میخواهم ولی گویا اینها را بعنوان مدرک برای روز جدایی افراد میخواست و اگر افراد جدا شده به عملکردهای فرقه انتقاد کردند در سایت بزند که ما با این فرد اتمام حجت کرده ایم و خلاصه همه گناهان به گردن فردی است که نزدیک به سه دهه کمتر یا بیشتر در صف رجوی بوده است و رجوی کاملا مبرا است به این معنی که رجوی در حق اعضا هیچ خیانتی نکرده است و این اعضاء هستند که خلف وعده کرده اند و رجوی خود را محق میداند که هر چه خواست به افراد جدا شده بگوید به این میگویند دجالگری از نوع «انقلابی..»

لینک به منبع