زنان و بردگی مدرن

مقالات
Typography
  • Smaller Small Medium Big Bigger
  • Default Helvetica Segoe Georgia Times

اگر یادتان باشد در سال ۱۳۷۲ که مریم و نفرات همراه تحت عنوان خودخوانده رئیس جمهور به اروپا آمد و قصد فعال کردن دیپلماسی سازمان تحت عنوان شورای ملی مقاومت را داشت موضوع روسری و دست ندادن زنان در ملاقات ها و برخوردها بحث جدی بود و مریم در نشستی با شدت به این دو موضوع واکنش نشان داد و گفت روسری زن مجاهد هویت وی است همچنین دست ندادن میخواهد کارمان پیش برود میخواهد نرود به درک!!! 

**************************************************************************

 خانم حمیرا محمدنژاد *8 مارس 2021     

 زنان و بردگی مدرن

 

اگر بخواهیم به نقش زنان در سازمان مجاهدین یا بهتر است بگوئیم فرقه رجوی بپردازیم بایستی برگردیم به سال ۱۳۶۴ یعنی طلاق مریم عضدانلو از شوهر اولش مهدی ابریشمچی و ازدواج به مسعود رجوی به عنوان سومین همسر ایشان. 

بعد از ضربات پی در پی در سال ۱۳۶۰ و بخصوص ضربه ۱۹ بهمن همان سال و ۱۱ اردیبهشت سال ۶۱  و به دنبال آن متلاشی شدن سازمان رجوی مثل همیشه در پی راهی برای شانه خالی کردن  از پاسخگویی و همچنین توجیه فرار ش از ایران بود آخر آن موقع رجوی هنوز بازیهای  رهبر عقیدتی  و امام زمان و اینها را راه نینداخته و امکان حسابرسی توسط دفتر سیاسی وجود داشت و دلیل منحل کردن دفتر سیاسی هم همین بود، از طرف دیگر امکانی مثل اشرف تحت دیکتاتوری صدام نداشت که هر بلائی سر اعضاء بیاورد و در نتيجه دست باز داشته باشد که هرچه شکست ها و عقده ها  و حسرت های نرسیدن به قدرت را سر آنها خالی کند بنابراین مترسک بی اراده ای به نام مریم را باصطلاح در رهبری آورد که از یک طرف مارک یکه تازی نخورد و از طرف دیگر هم بعد از جدا شدن فیروزه بنی صدر سرش بی کلاه نماند وگرنه چه نیازی به ازدواج بود این همه زنان در مناصب مختلف همدوش مردان کار می‌کنند،  در کدام فرهنگ و یا کشوری شرط همکاری سالم  زن و مرد  ازدواج  است به قول معروف، آن کس را که حساب پاک است چه باک، مگر فتنه ای در خود داشته باشد، و از طرف دیگر رجوی بالا آوردن مریم را رهایی زن در بوق کرنا کرد در حالیکه کاملا سو استفاده از وی به عنوان یک زن بود همچنین برای مریم هم منافعی داشت از یک عضو گمنام شد همردیف مسئول اول با شوهری در رده بالاتر، بنا بر این خیمه شب بازی به نام انقلاب ایدئولوژیک و رهایی زن از اساس سو استفاده و در بند کشیدن زنان بود البته با پز رهایی زن.

Women MEK 991217 4

اگر یادتان باشد در سال ۱۳۷۲ که مریم و نفرات همراه تحت عنوان خودخوانده رئیس جمهور به اروپا آمد و قصد فعال کردن دیپلماسی سازمان تحت عنوان شورای ملی مقاومت را داشت موضوع روسری و دست ندادن زنان در ملاقات ها و برخوردها بحث جدی بود و مریم در نشستی با شدت به این دو موضوع واکنش نشان داد و گفت روسری زن مجاهد هویت وی است همچنین دست ندادن میخواهد کارمان پیش برود میخواهد نرود به درک!!! 

اما در سال ۱۳۸۲ بعد از سقوط صدام و خلع سلاح توسط آمریکا ناگهان نفرات در اشرف شاهد دست دادن  مریم با مردان بودند و حتی به رسم احترام مردان به زنان، شاهد دست بوسی مریم توسط مردان بودند همین خانم مریم که در نشست فریاد میزد که زن مجاهد به هیچ وجه مجاز به دست دادن با مردان نیست آخر آن موقع ۱۲ قرار گاه تا دندان مسلح در  عراق بود و پشتیبانی به نام صدام که یکباره در عرض چند  روز همگی بر باد رفت.

 البته دست دادن یا ندادن زنان با مردان امری عادیست اما برای یک.فرقه ارتجاعی و عقب مانده البته شکننده و بنیاد بر کن. 

حالا ببینیم بعد از دست دادن و دست بوسی مردان با مریم چه شد؟ بلافاصله مسعود در یک تماس  با مسئولین مرد بشدت انتقاد کرد که چرا جلو چنین اعمال و رفتار های مریم  را نگرفته اند. همچنین در  پروسه جابجایی نفرات اشرف به خارج بارها همینکه مریم نشانه ای از موافقت میداد بشدت از طرف رجوی  سرکوب میشد حالا ببینید این مریم است با اینهمه اسماء و القاب، حال تو  خود  بنگر حال بقیه را که حتی اجازه تردد تنهایی در  اشرف نداشتند مادران اجازه داشتند در سال دوبار یکی عید نوروز و دیگری عید مریم در هفته باصطلاح   سیمرغ با فرزندانشان دیدار کنند ان هم در حضور یک یا چند بپا، چرا که فرزند میتوانست حامل پیامی از طرف پدر باشد  و حتی این زنان  اختیار  یک سلام احوالپرسی ساده را هم با مردان نداشتند و در  همه جا و همه حال میبایست یک نفر همراه به نام تضمین (به  معنای تضمین سلامتی ایدئولوژیک) در واقع نفر بپا مراقبه خواهر مجاهد شورای رهبری ضمانت کند که خواهر مربوطه دچار لغزش ایدئولوژیک نشود و همه این اقدامات اعم از جوسازیهای جنسیتی و محدودیت ها تحت عنوان "ظوابط انفلاب" بی جهت نبود چرا که به  دلیل کمبود محبت و عاطفه و از طرف دیگر گرسنگی جنسی ناشی از طلاقها هر جا که تشکیلات غافل می ماند یک رابطه بین زنان و مردان شکل می گرفت و بخصوص در زمانیکه تعداد زیادی در  خارج بودند و بالاجبار آزادی بیشتری نسبت به اشرف وجود داشت و و تیغ تشکیلات هم برایی نداشت به اوج رسید.

Women MEK 991217 6

 همچنین در دوره بعد سقوط صدام که دیگر اتوریته ناشی از حمایت دیکتاتور ی صدام فروریخته بود بار دیگر ی رابطه ها  اوج گرفت  و در نهایت درالبانی مجبور به جداسازی کامل و ایزوله کردن زنان در قسمت دیورا های بلند شد و تنها زنانی مثل مهوش سپهری یا زهرا مریخی اجازه نشست  با برادران را داشتند‌

آری پدیده " جنسیت" که رجوی در کتاب تبیین جهان خودش از آن به عنوان یک مرحله تکاملی در تنوع حیات و  تکامل انسان  سخن میبرد ناگهان در سال ۱۳۶۸ کشف دیگری از آن کرد و شد ایدئولوژی جنسیت که همانا ایدئولوژی ارتجاعی و ضد تکاملی خمینی است و باید از تن و روان هر مجاهد زدوده شود.

پس روشن شد که  حذف مردان از مواضع تشکیلاتی و جایگزین کردن زنان فقط برای سواستفاده از آنان بدلیل بی ارادگی و فعل پذیری بود که بتواند برای یکه کاریهای خودش جاده صاف کند و همکاری داشته باشد و از طرف دیگر پز رهایی زن و احقاق حقوق زنان را بدهد وگرنه ابتدایی ترین حق هر انسان آزادی پوشش است که با یک نگاه ساده به  چهره و ظاهر این زنان میتوان به همه قید و بند های موجود در دست 

و پای آنان پی برد. 

و در اینجا می‌توان گفت 

اما با دروغ و صحنه سازی و نقش بازی کردن ممکن است چند سالی حقایق را پنهان کرد اما سر یک خلق و تاریخ را نمیشود شیره مالید و از تعداد فالورهای اینها در دنیای مجازی براحتی میتوان به جایگاه اینها 

در  جامعه ایران پی برد.