قدرت حزب الله و موشکهایش تثبیت شد درداخل کشوراعتبارزیادی بدست آورد مردم استقبال گستره ای کردند مخالفین داخلی که دوستان رجوی هستند بدجوری درعالم سیاست باختند امریکا واسراییل درسکوت بیسیمی بودند. هیچ حرکتی نتوانستند بکنند. ابرو وهیبت پوشالی جلو چشمان مردم قرارگرفت بعد از  فرارازافغانستان تاثیرات ریختن هیبت بسیاربیشترازقبل خواهد بود. هم میدان وهم دیپلماسی درمنطقه را ازدست داد. شکست تحریم شکست رجوی – سوخت به لبنان رسید 

سازمان ملل متحد پانزدهم سپتامبر را روز جهانی دمکراسی اعلام کرده است. شرط اول دمکراسی انتخابات آزاد هست ولی رجوی مفقودالاثر اصولا اعتقادی به انتخابات آزاد ندارد و در تشکیلات قرون وسطایی اش انتخابات معنی ندارد ولی رجوی با شیادی خاص خودش در سازمان مجاهدین شعبده بازی تحت عنوان  انتخاب مسؤل اول دارد که هر دو سال یک بار این خیمه شب بازی را تکرار می کند که امسال هم برای بار دوم خانم زهرا مریخی را از خم انتخابات آزاد!!! 

خط پررنگ که میگفتیم همینجاست شکست از پی شکست و آچمز استراتژیک فرقه رجوی نتیجه نداشتن اصول و پرنسیب های اخلاقی، انسانی و انقلابی و مردمی و از سوپی دیگر اندیشه “هدف وسیله را توجیه میکند”. این است که نهایتش از سازمان مجاهدین خلق چنین موجودی میسازد که حتی رهبرش را بصورت عمدی گم میکند تا کسی یادش نیاید این سازمان چه مسیری را طی کرده است. آچمز استراتژیک فرقه رجوی 

یک پرسش اساسی پیش میاید آنهم اینکه مسئول اول امروز در فرقه رجوی به چه کاری میاید و اساسآ برای چیست؟ زمانی که رجوی در پاریس مستقر بود و هنوز به پابوسی صدام نرفته بود همین پست امروزی خانم مریخی را به عهده داشت، با رسانه ها مصاحبه می کرد و در جلساتی در پاریس شرکت می کرد و به هر حال تحرکی داشت و به قولی کار سیاسی می کرد، اما امروزه فرقه رجوی در گوشه ای از آلبانی و در انزوا و رانده شده از اروپای غربی که کانون فعالیت های سیاسی برای احزاب است

همچنین باید از رجویها سوال کرد چرا رای گیری شما با دست بلند کردن است اگر راست می گويید مانند رای گیری متعارف به نفرات برگه بدهید تا اگر خواستند رای بدهند چرا رجوی ( یا کسانی بنیابت از او)از بالای سن فریاد می زند أیا  این کاندید موافق هستید؟ هر کس موافق است دستش را بالا ببرد!  باید از أقای رجوی سوال کرد مگر کسی جرئت دارد که دستش را بالا نبرد چون می داند چه عواقبی دارد باید جساب پس بدهد که چرا چیزی برخلاف حرف رهبری بذهنش خطور کرده است! 

کسی که در خواب و خیال نیز آرام و قرار نداشت و عادت به حرافی و ریق حرف زدن داشت و جز این، عرضه و بضاعت دیگری نداشت هم اکنون که باید حرف بزند به ویژه زمانی که همه افکار عمومی دنیا معطوف به تغییر قدرت و جنگ در افغانستان است، سر نیروهای خود را با انتصابات مضحک و خنده آور، گرم کرده است. حرف نزدن، استقلال نیست بلکه یک نوع اعتراض خاموش به ارباب در باب عقب نشینی اش از افغانستان، است دقیقاً همان اعتراضی که وقتی صدام حسین به کویت حمله نظامی کرد، با ناراحتی و در محفل خودی ها، 

در سالروز تاسیس سازمان مجاهدین خلق توسط بنیانگزارانش در 15 شهریور سال 1344 قرار داریم. سازمانی که نشأت گرفته از مبارزه ضد آمپریالیستی توسط محمد حنیف نژاد، تأسیس شد. بعد از اعدام او و یارانش توسط اختاپوسی بنام مسعود رجوی به یغما برده شد. این شخص که خوی قدرت طلبی و‌ درندگی در خود داشت برای این هدف تمام اصول و آرمان‌های بنیانگذاران سازمان را زیر پا گذاشت و برای کسب این آرزو به تدریج تیشه به ریشه اصول و آرمان‌های بنیانگذاران سازمان زد 

مقالات دیگر...