زنان، بردگان جنسی رهبران مجاهدین

بردگی جنسی درفرقه
Typography
  • Smaller Small Medium Big Bigger
  • Default Helvetica Segoe Georgia Times

هدف سازمان برای جذب زنان و دختران بلند مدت بود و یکی از روش های موفق در آن دوران استفاده ابزاری از زنان و دختران بود، که تعداد زیادی از آنها از ترس آبرو و رسوایی مجبور بودند بر طبق خواسته های سازمان عمل کنند. تمامی اعضای شورای سرکردگی مجاهدین را زنان تشکیل می دهند و هیچ مردی نمی‌تواند عضو شورا باشد. تمام زن‌ها در حکم زن مسعود رجوی هستند، یعنی در حریم آن به‌شمار رفته و هیچ مردی در تشکیلات نمی‌تواند ازدواج کند و تمام زنان این گروه شوهر داشته و شوهرشان مسعود رجوی است و در مقابل هم هیچ زنی نمی‌تواند ازدواج کند، چون یک همسر به نام مسعود رجوی دارد.

--------------------------------------------------------------

 شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۲ 

زنان، بردگان جنسی رهبران مجاهدین

گروه تروریستی مجاهدین روز یکشنبه 2مارس (11اسفند) در آستانه روز جهانی زن، در مقر اصلی تشکیلات فرقه شیطانی خود در «اورسور اواز» فرانسه در یک به اصطلاح کنفرانس و با سخنرانی مریم قجر بار دیگر بساط فریب زنان عضو و هوادار گروه را پهن کرده بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجاهدین، در این نشست طبق معمول از حق و حقوق زنان حمایت و از زحمات گروه مجاهدین برای تامین حقوق زنان تجلیل شد. اما سرکردگان مجاهدین در ادعاهای خود نسبت به حق و حقوق و رعایت شان و منزلت زنان چقدر صادق هستند؟ و شیوه برخورد با زنان در این فرقه چقدر با واقعیاتی که روزانه از آن به بیرون درز می کند، تناسب دارد؟ در این میان هیچ سندی از اظهارات و اعترافات کسانی که از این فرقه جدا شده اند، بهتر نمی تواند ماهیت پلید، شیطانی و عوام فریب آن را برملا سازد.
بدون شک هرگز گروه نمی تواند ادعا کند که این اظهارات در مورد شیوه های شیطانی برخورد با زنان در درون گروه تحت تاثیر و فشار نظام اسلامی بوده! آنچنان که مجاهدین مدعی هستند چرا که بسیاری از کسانی که به اظهارات آنها استناد شده است، ساکن کشورهای اروپایی هستند و به دلیل همین اظهارات از طرف مزدوران رجوی بارها تهدید به مرگ شده اند.
در این یادداشت تنها و تنها به بخش بسیار کم و قابل انتشار از اقدامات حیوانی گروه و شخص مسعود رجوی نسبت به زنان عضو فرقه می پردازیم. این اظهارات و اعترافات تکان دهنده به خوبی ما را به این حقیقت تلخ رهنمون می کند که زنان قربانیان اصلی گروه شیطانی رجوی هستند و همه آنها قبل از آن که زندانی گروه باشند اسیر نفسانیات پلید مسعود رجوی هستند.
1.ایرج مصداقی، یکی از سرکرده‌های جداشده گروه:
مجاهدین با روشی که "گزک" نام دارد، با استفاده ابزاری از زنان و بوسیله اهرم‌های فشاری مانند تهدید به انتشار فیلم و تصاویر ارتباط در شرایط خاص و ارتباط غیر اخلاقی آن‌ها با زنان، سوژه مورد نظر را مجبور به انجام خواسته‌های شیطانی خود می‌کند.
2. ابراهیم خدابنده عضو نجات یافته گروه رجوی:
هدف سازمان برای جذب زنان و دختران بلند مدت بود و یکی از روش های موفق در آن دوران استفاده ابزاری از زنان و دختران بود، که تعداد زیادی از آنها از ترس آبرو و رسوایی مجبور بودند بر طبق خواسته های سازمان عمل کنند. تمامی اعضای شورای سرکردگی مجاهدین را زنان تشکیل می دهند و هیچ مردی نمی‌تواند عضو شورا باشد. تمام زن‌ها در حکم زن مسعود رجوی هستند، یعنی در حریم آن به‌شمار رفته و هیچ مردی در تشکیلات نمی‌تواند ازدواج کند و تمام زنان این گروه شوهر داشته و شوهرشان مسعود رجوی است و در مقابل هم هیچ زنی نمی‌تواند ازدواج کند، چون یک همسر به نام مسعود رجوی دارد. این شورا به نوعی نقش حرم‌سرای مسعود رجوی را ایفا می‌کرد و مریم رجوی خود، این زن‌ها را برای مسعود انتخاب کرده و برای ما مردها اصل این موضوع مشخص نبود و تصور می‌کردیم که انقلاب ایدئولوژیک یک بحث تئوریک است که با این عمل به صورت عملی در آمده است
3.بتول سلطانی عضو سابق شورای سرکردگی مجاهدین:
بعد از اینکه زمستان 1376 در جمع بزرگ شورای رهبری توسط مسعود و مریم رجوی در قرارگاه بدیع‌زادگان به من رده شورای رهبری ابلاغ شد، یک سلسله نشستها برای این گروه که تازه شورای رهبری شده بودند شروع شد. برای اینکه مسعود رجوی به امیال خود برسد ما به سالنی موسوم به سالن X وارد شدیم؛ کف این سالن ملافه‌های سفید پهن و به قالی تثبیت کرده بودند. همه سالن به رنگ سفید بود. دو مبل سفید هم وسط آن قرار داده بودند. جلوی این دو مبل یک میز که در آن قرآن و آئینه و شمع‌هائی که روشن بود به همراه یک جعبه که بعداً متوجه شدم گردنبندهای طلا در آن است و یک کیک بزرگ چند طبقه قرار داشت که پس از خواندن صیغه میان همه زنان شورای رهبری و مسعود رجوی، ‌او از زنان شورای رهبری سازمان خواست مقابل او آزادانه رفتار کنند و پس از آن تا مدت‌ها از زنان شورای رهبری سوءاستفاده می‌کرد. مسعود رجوی بسیاری از زنان مطلقه فرقه را که مجبور به جدایی از شوهرانشان کرده بود مورد کامجویی قرار می‌داد. مسئله ارتباط با مسعود رجوی را به گونه‌ای ترسیم کرده بودند که گویی قرار بود مقدس‌ترین اقدام را انجام بدهیم و مسعود رجوی هم برای توجیه رفتار خود از آیات قرآن استفاده می‌کرد.
4.زهرا سادات میرباقری یکی از جدا شدگان از گروه:
رجوی از زنان داخل اردوگاه، سوء‌استفاده جنسی می‌کرد و لیستی وجود دارد که اسامی 100 دختر جوان و زن، در آن ذکر شده که تحت عمل جراحی قرار گرفته‌اند تا از سوی رجوی مورد تجاوز قرار گیرند. این عملهای جراحی در واقع بیرون آوردن رحم‌های این دختران و زنان بود. این اقدام بدون اطلاع این قربانیان جنسی صورت می‌گرفت و به آنها گفته می‌شد که عمل جراحی مذکور به دلیل بیماری کم‌خونی آنها یا مشکلات کلیوی صورت می‌گیرد اما واقعیت غیر از این بود و رحم‌های این زنان بیرون آورده می‌شد تا پس از تجاوز، مشکلاتی مانند بارداری برای آنها پیش نیاید. ما تصور می‌کردیم که این امور مربوط به ایدئولوژی سازمان می‌شد که ما آن را نمی‌فهمیدیم. ما زنان عالیرتبه‌ای در سازمان می‌دیدیم که متاهل بودند اما در عین حال با رئیس سازمان رابطه جنسی داشتند به همین دلیل نیز ما برخلاف میل قلبی خود، به همین زنان اقتدا می‌کردیم. مسعود به این دختران می‌گفت که رابطه جنسی این زنان با او از نماز شب هم واجب‌تر است.
5.دبیر دوم سابق سفارت آمریکا در بغداد:
مسعود رجوی مانند «ملک فاروق» پادشاه سابق مصر حتی به زنان همکار خود نیز رحم نمی کند. رجوی روابط جنسی گسترده‌ای با افراد نظامی، سیاسی و دفتری زن این گروه داشته است و دستور عقیم سازی برخی از آنان را نیز صادر کرده بود. این مقام آمریکایی که به مدت 9 ماه، اسناد و پرونده های گروه مجاهدین در عراق را مورد مطالعه و بازبینی قرار داده و خود نیز از مسوولان مرتبط با مسائل پادگان اشرف بوده است، در گزارش خود می نویسد: که خود شاهد دیدن فیلم‌هایی از اعترافات این زنان بوده است. دبیر دوم سفارت آمریکا در بغداد همچنین متذکر شده است که رجوی برای دست یافتن به برخی از زنان و بانوان در این سازمان، همسران آنها را به ماموریت‌های مرگ بار می فرستاد و به شیوه «ناپلئون» زنان آنها را تصاحب می کرد و در اسناد موجود در پادگان اشرف نیز به این موضوع برمی‌خوریم که تعدادی از مرگ‌های اعضای این گروه تصادفی نبوده بلکه از قبل برنامه ریزی شده است.
6.احمد الخائف روزنامه نگار عراقی:
مسعود رجوی برای تشکر از کمک‌های مالی بسیار زیادی که از جانب صدام دریافت می‌کرد، زنان داوطلب مجاهدین را در اختیار رهبران حزب بعث قرار می‌داد.
7.نسرین ابراهیمی یکی از جداشدگان:
سازمان سالهاست که اجازه رفتن جداشدگان به خارج را نمیدهد! چون خوب میداند که آنها حامل چه افشاگری هایی از مناسبات درون سازمان هستند. طی مدت 10 سالی که با سازمان بودم حتی یکبار اجازه تماس با خانواده ام را ندادند. بعد از اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی مادرم برای دیدن من بعد از سالیان با قاچاقچی به قرارگاه آمد. اول مرا خوب توجیه کردند که رژیم مادرت را مأمور کرده و فرستاده است که بر علیه تو توطئه کند. از من خواستند که اصلا روی خوش به او نشان ندهم. میگفتند که باید اینطور تصور کنی که داری به صحنه جنگ با پاسداران رژیم میروی. چند نفر را همراه من کردند که وقتی سؤال کردم اینها چرا با من می آیند گفتند: که این دیدار برایت خطرناک است و باید این افراد باشند. دایی ام هم آمده بود که اجازه ملاقات با او نمی‌دادند و وقتی با اصرار من مجبور شدند اجازه ملاقات بدهند بعدا برایم نشست گذاشتند و مرا مورد شکنجه روحی قرار دادند که چرا روی خوش به دایی ام نشان داده ام.
8.سنجابی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین:
سالهاست مهر سکوت بر لبان زنان در اسارت فرقه زده شده، و سالهاست خواهران من چونان بردگان اسیر در دستان رجوی ها و تشکیلات مخوف آنها روزهای سیاهی را طی می کنند، و سالیان است که اشک ها و لبخندها و درد و شادی آنها بهم آمیخته؛ و از دنیای آزاد بیرون جدا و دست و پا بسته اسیر نقشه های تشکیلات و هر آنچه که رجوی ها برای آنان رقم می زنند هستند. برخی همچون «مهری موسوی» و «مینو فتحعلی» بر این ستم نکبت بار شوریدند، که با قساوت تمام سر به نیست شدند، و گاه زنانی از فرط درد و ناراحتی تاب تحمل نداشته و چون «نسرین رستمی» و «زهرا فیض بخش» و «فائزه اکبریان» برای خلاصی از این همه فشار و نکبت به اجبار دست به خودکشی زده و خود را قربانی کردند. هرچه زنان بی دست و پا تر و کم سوادتر بودند در رده های بالاتر قرار می گرفتند!، و این تنها قانون حاکم بر تشکیلات زنان بود… همچنانکه هر چه بیشتر فحش می دادند و می توانستد با مردان دعوا کنند جایگاه بهتری پیدا می کردند و هر کس اعتراضی می کرد یا متوجه موضوعاتی می شد بلافاصله برکنار و به قسمت های دفتری و ستادی منتقل می شد و تشکیلات رجوی تحمل هیچ اعتراض و زیر سوال رفتن بخصوص از طرف زنان را نداشت. هیچ زنی حق دلسوزی برای مردان را نداشت و حتی اسم بردن از آنان گناهی نابخشودنی محسوب می شد.زنان در اشرف اجازه نداشتند حتی کفشی که بیش از دوسانت پاشنه داشته باشد بپوشند.زنان اجازه نداشتند از جوراب های رنگی غیر از مشکی و رنگ های تیره استفاده کنند.برای زنان استفاده از لوازم آرایشی، و حتا کرم ضد آفتاب ممنوع بود. عینکهای آفتابی و هر نوع امکانات دیگر غیرنظامی ممنوع بود. برای زنان هر لباسی جز لباسهای فرم نظامی ممنوع بود درحالیکه مریم رجوی در هر کجا با انواع و اقسام آرایش و لباس های گرانقیمت و میلیونی ظاهر می شد و همینطور مژگان پارسایی و زنان مدار یک شورای رهبری با آرایش و لباسهای رنگین برای ملاقات با نظامیان آمریکایی می رفت.هر از گاهی مریم رجوی برای زنان پیام می فرستاد که دست ها و صورت های آفتاب سوختۀ شما را دوست دارم درحالیکه خودش هیچگاه رنگ آفتاب و گرما را به چشم نمی بیند.این اواخر مریم رجوی پیام داد که «صورت های خونین شما قشنگ است» در حالی که خودش حتا یک هفته بازداشت در زندان پاریس (که مسعود رجوی می گفت مانند هتل می ماند) را نتوانست تحمل کند و دهها نفر را برای خودسوزی در خیابانهای اروپا فرستاد و به نابودی کشانید.در چند سال اخیر شیوۀ رذیلانه دیگری در فرقۀ رجوی رایج شده بود که طی آن زنانی که دچار بیماری های زنانه شده بودند، (بدون درمان و مداوا) بلافاصله مورد عمل جراحی قرار گرفته و با خارج کردن «رحم» و… آنان را عقیم و مقطوع النسل کامل می کردند و پس از این عمل شنیع، مسعود رجوی برای آنان پیام تبریک می فرستاد. زنان در گروه اجازه هیچ اظهار نظری نداشتند. (در نشست های شورای رهبری که مسعود رجوی برگزار می کرد زنان را به درختان تشبیه می کرد و می گفت من با درختان صحبت کنم بهتر از شما هستند!… و هر کس اظهار نظری می کرد خطاب به وی می گفت نمره ات صفر چهارگوش است… و در تشبیه دیگر به این زنان رها می گفت شما مغزتان اندازۀ گنجشک است…)بدین گونه انواع تحقیرها و توهین ها نثار زنان می شد و بارها و بارها در این سالیان شاهد کتک خوردن ها، تحقیرها، دردها و زخم های آنان بودم که سخن طولانیست